XML English Abstract Print


چکیده:   (154 مشاهده)
ابوالحسن ‏‏غفاری‏ کاشانی ملقب به صنیعالملک، تصویرگر و پیکره­نگار نامی عصر قاجار و از پیشگامان فن شبیه‏سازی‏ چهره به‏ شمار می‏آید. وی در ترسیم پیکره‏‏ها، تدابیر بدیع و منحصر به ‎فردی را با الهام از هنر آرمان‏گرای ایرانی و هنر واقعیت‏گرای اروپایی به‏کار بسته است. یکی از مشخصه‏های برجسته در پیکره­نگاری‏های هنرمند توجۀ ویژه به بازنمایی شخصیت و نمایش خصوصیات درونی افراد است؛ مشخصه­ای که پیش از این در هنر نقاشی ایران متداول نبوده است. هدف از پژوهش‏ حاضر شناسایی و بازیابی این وجه مهم در آثار هنرمند می‏باشد. پرسش اصلی این است که نحوۀ بازنمایی شخصیت در آثار پیکره­نگاری صنیع­الملک چگونه بوده است؟ و او از چه نوع تمهیدات بصری برای نمایش بهتر این خصوصیات بهره گرفته است؟ بر این اساس با مطالعه‏ بر روی نمونه‏هایی از پیکره­نگار‏ه‏های صنیع‏الملک، به ‏شیوۀ توصیفی- تحلیلی، نحوه و چگونگی بازنمایی حالات و ویژگی‏های درونی شخصیت‏ها، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‏دهد که مسئلۀ اهتمام به وجوه پنهانی و درونی افراد، هم‏پای توجه به خصوصیات ظاهریِ آن‏ها، نزد هنرمند حائز اهمیت و ارزش بوده است. وی در نمایش این خصوصیات، باورداشت‏ها و اندیشه‏های‏ ذهنی‏ خویش از شخصیت‏ها را معیار قضاوت قرار داده و به مدد مجموعه‏ای از تمهیدات بصری چون ارزش‏گذاری بر برخی عناصر مؤثر در رخساره، تأکید مشخص بر بخش‏هایی ‏از اجزای پیکره و نیز تغییر در ابعاد و تناسبات بدن و جامگان، خصلت‏های درونی هر فرد را در سیما و اندام او متبلور ساخته است. بدین‏سان، آن‏گاه که مخاطب آثار هنرمند در مقابل این تابلوها به نظاره می­ایستد، خصلت‏هایی چون: وقار و نجابت، فرومایگی و زبونی، قدرت و غرور، مکر و حیله­گری و غیره را– که بازتابی از دیدگاه و نظر هنرمند در مورد شخصیت‏ها می‏باشد- به خوبی از سیمای‏شان درک می‏نماید.ابوالحسن ‏‏غفاری‏کاشانی ملقب به صنیعالملک، تصویرگر و پیکره­نگار نامی عصر قاجار و از پیشگامان فن شبیه‏سازی‏ چهره به‏ شمار می‏آید. وی در ترسیم پیکره‏‏ها، تدابیر بدیع و منحصر به ‎فردی را با الهام از هنر آرمان‏گرای ایرانی و هنر واقعیت‏گرای اروپایی به‏کار بسته است. یکی از مشخصه‏های برجسته در پیکره­نگاری‏های هنرمند توجۀ ویژه به بازنمایی شخصیت و نمایش خصوصیات درونی افراد است؛ مشخصه­ای که پیش از این در هنر نقاشی ایران متداول نبوده است. هدف از پژوهش‏ حاضر شناسایی و بازیابی این وجه مهم در آثار هنرمند می‏باشد. پرسش اصلی این است که نحوۀ بازنمایی شخصیت در آثار پیکره­نگاری صنیع­الملک چگونه بوده است؟ و او از چه نوع تمهیدات بصری برای نمایش بهتر این خصوصیات بهره گرفته است؟ بر این اساس با مطالعه‏ بر روی نمونه‏هایی از پیکره­نگار‏ه‏های صنیع‏الملک، به ‏شیوۀ توصیفی- تحلیلی، نحوه و چگونگی بازنمایی حالات و ویژگی‏های درونی شخصیت‏ها، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‏دهد که مسئلۀ اهتمام به وجوه پنهانی و درونی افراد، هم‏پای توجه به خصوصیات ظاهریِ آن‏ها، نزد هنرمند حائز اهمیت و ارزش بوده است. وی در نمایش این خصوصیات، باورداشت‏ها و اندیشه‏های‏ ذهنی‏ خویش از شخصیت‏ها را معیار قضاوت قرار داده و به مدد مجموعه‏ای از تمهیدات بصری چون ارزش‏گذاری بر برخی عناصر مؤثر در رخساره، تأکید مشخص بر بخش‏هایی ‏از اجزای پیکره و نیز تغییر در ابعاد و تناسبات بدن و جامگان، خصلت‏های درونی هر فرد را در سیما و اندام او متبلور ساخته است. بدین‏سان، آن‏گاه که مخاطب آثار هنرمند در مقابل این تابلوها به نظاره می­ایستد، خصلت‏هایی چون: وقار و نجابت، فرومایگی و زبونی، قدرت و غرور، مکر و حیله­گری و غیره را– که بازتابی از دیدگاه و نظر هنرمند در مورد شخصیت‏ها می‏باشد- به خوبی از سیمای‏شان درک می‏نماید.ابوالحسن ‏‏غفاری‏کاشانی ملقب به صنیعالملک، تصویرگر و پیکره­نگار نامی عصر قاجار و از پیشگامان فن شبیه‏سازی‏ چهره به‏ شمار می‏آید. وی در ترسیم پیکره‏‏ها، تدابیر بدیع و منحصر به ‎فردی را با الهام از هنر آرمان‏گرای ایرانی و هنر واقعیت‏گرای اروپایی به‏کار بسته است. یکی از مشخصه‏های برجسته در پیکره­نگاری‏های هنرمند توجۀ ویژه به بازنمایی شخصیت و نمایش خصوصیات درونی افراد است؛ مشخصه­ای که پیش از این در هنر نقاشی ایران متداول نبوده است. هدف از پژوهش‏ حاضر شناسایی و بازیابی این وجه مهم در آثار هنرمند می‏باشد. پرسش اصلی این است که نحوۀ بازنمایی شخصیت در آثار پیکره­نگاری صنیع­الملک چگونه بوده است؟ و او از چه نوع تمهیدات بصری برای نمایش بهتر این خصوصیات بهره گرفته است؟ بر این اساس با مطالعه‏ بر روی نمونه‏هایی از پیکره­نگار‏ه‏های صنیع‏الملک، به ‏شیوۀ توصیفی- تحلیلی، نحوه و چگونگی بازنمایی حالات و ویژگی‏های درونی شخصیت‏ها، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‏دهد که مسئلۀ اهتمام به وجوه پنهانی و درونی افراد، هم‏پای توجه به خصوصیات ظاهریِ آن‏ها، نزد هنرمند حائز اهمیت و ارزش بوده است. وی در نمایش این خصوصیات، باورداشت‏ها و اندیشه‏های‏ ذهنی‏ خویش از شخصیت‏ها را معیار قضاوت قرار داده و به مدد مجموعه‏ای از تمهیدات بصری چون ارزش‏گذاری بر برخی عناصر مؤثر در رخساره، تأکید مشخص بر بخش‏هایی ‏از اجزای پیکره و نیز تغییر در ابعاد و تناسبات بدن و جامگان، خصلت‏های درونی هر فرد را در سیما و اندام او متبلور ساخته است. بدین‏سان، آن‏گاه که مخاطب آثار هنرمند در مقابل این تابلوها به نظاره می­ایستد، خصلت‏هایی چون: وقار و نجابت، فرومایگی و زبونی، قدرت و غرور، مکر و حیله­ گری و غیره را– که بازتابی از دیدگاه و نظر هنرمند در مورد شخصیت‏ها می‏ باشد- به خوبی از سیمای‏ شان درک می‏نماید.
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: هنرهاي تجسمي

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به نشریه علمی پژوهش هنر می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Scientific Journal of Pazhuhesh-e Honar

Designed & Developed by : Yektaweb